خانه زبان، آداب و رسوم طالقان آداب و رسوم كرود سادگی زندگی وخودکفایی در کرود


سادگی زندگی وخودکفایی در کرود

آداب و رسوم کرود
یكشنبه, 01 آذر 1388

 

سادگی زندگی وخودکفایی در کرود

اهالی کرود خیلی ساده و بی تکلف زندگی میکردند ولی در عین حال خیلی مهربان و نظر بلند و میهمان نواز بودند. مثلا خانه هایشان گلی و ساده بود. سالی یکبار فقط پشت بام و دیوارهای آنرا با کاهگل، گِل اندود میکردند که گِل را از گِلِ چال می آوردند و کاه آن هم از خرمن خودشان بود.

چندان خرجی نداشتند. فرش هایشان از نمد یا گلیم بود که از پشم گوسفندان خودشان تهیه میکردند و نمدمال می آمد و نمد می مالید و زنهای خودشان گلیم و بعضا قالی درست میکردند و هر کدام از آن گلیم ها سالها طول میکشید که پاره بشود و هیچکس هم از کهنگی و پاره گی آنها ایراد نمیگرفت و اگر هم پاره میشد آنرا وصله میکردند.

 

 

یعنی فرش همه خانه ها همانطور بود و هیچ عیب و عار و باعث خجالت هم نبود. قالی وجود نداشت و در کمتر خانه ای قالی بود. فرش مرسوم و متداول نَمَد بود و بس. اما پاپوششان در تابستان گیوه بود و در زمستان چرم. برای تهیه تخت گیوه لباسهای کهنه کرباسی خود را میدادند تخت گیوه درست میکردند و رویه گیوه را هم مردها با سوزن لحاف دوزی از نخ پرک پنبه ای که زنها خود میرشتند روی تخت گیوه می بافتند. در زمستانها هم چرم میپوشیدند که باز از پوست گاوهای خودشان درست میکردند. پوست گاو را به اندازه ۲۵ در ۳۰ سانتیمتر میبریدند دو سر آنرا میدوختند و کناره های آنرا سوراخ میکردند و از یک نخ کلفت که از موی بُز درست شده بود میگذرانیدند و پا میکردند و می بستند در نتیجه مواد آن همه از خودشان بود.

لباسهایشان همه از کرباس یا پشم بود که برای تهیه کرباس پنبه را میخریدند و زنها در زمستان با چرخ نخ ریسی نخ آنرا میرشتند و در پا چال، محلی برای بافتن کرباس، خود پارچه آنرا می بافتند. همچنین نخ های مورد نیاز برای بافت چوقا را که پارچه ای بود از پنبه و پشم خود از پنبه و پشم گوسفندشان درست میکردند.

کرباسِ خود را میدادند به رنگرز که آنرا با نیل برای آنها رنگ میکرد. اگر هم لباسهایشان پاره میشد وصله روی وصله میزدند حتی کلاه خود را وصله میکردند بعضا وصله ها هم ناجور بود. مثلا به لباس کرباس وصله نمدی یا پارچه پشمی یا حتی رویه گیوه را با چیت میزدند و هیچ ایرادی نمیدانستند.

 بند شلوارشان را هم زنها خودشان از نخ پنبه می بافتند. خیلی بندرت اشخاصی پیدا میشدند که لباسی از پارچه کرباس و چوقا که خودشان تهیه می کردند بپوشند. اگر هم چنان لباسی بود لباسی از چیت بود برای زنها و قبائی بود برای مردها که در عروسی ها و مهمانی ها فقط میپوشید و بعد آنرا همچون عتیقه ای داخل صندوق نگهداری میکردند تا موردی دیگر پیش می آمد. مثلا اگر کسی یک قبای دامادی از پارچه شهری یا یک پیراهن عروس از چیت را تهیه میکرد،  چندین نفر با عاریه گرفتن آنها عروس و داماد میشدند.

 کلاه نمدی خودشان را از پشم گوسفند خودشان تهیه میکردند و میدادند کلاه مال برایشان درست میکرد یا از نخ پشم گوسفند خودشان که رشته بودند کلاه می بافتند و بسر مینمودند. حتی چارقد و چادر زنها از کرباس بود. به حمام که میرفتند سر خود را با دوغ می شستند. همینطور لباسهای خود را با چوبَک و گِلِ سفید می شستند و صابونی در کار نبود. موی سرشان را خودشان با تیغ میتراشیدند. خوراک شان خیلی ساده بود. نوع غذاهایشان از چند قلم تجاوز نمیکرد و غذاهای رنگارنگ نداشتند. عمده غذای آنها عبارت بود از: بلغور و خورشت عدسی و آش کشک و آش دوغ و آش قراقروت و بُرانی و نان و ماست و نان و پنیر که مواد همه اینها از ملک و مال و مرغ که خودشان داشتند برخاسته میشد. گوشت خیلی کم میخوردند. مثلا شاید سالی سی بار یا کمتر بطوریکه همیشه هوس آبگوشت داشتند. برنج خیلی به ندرت مصرف میکردند که آنرا هم با مخلوط حدود ده برابر بلغور و یک برابر برنج با بلغور درست کرده میخوردند. پلو را به تنهایی خیلی کم درست میکردند، شاید بعضی ها فقط عید به عید پلو درست میکردند و آنرا با خورشت فسنجان میخوردند. بعضی مواقع هم حلوا درست میکردند. نانشان از گندم خودشان بود که در آسیاب آرد میکردند و زنها خودشان در تنور نان می پختند. هیزم و سوخت تنورشان از چوب درختان و بوته های بیابان و تاپاله گاو و پهن چارپایان و پشگل گوسفندان بود. ظروفشان اکثرا سفالی یا مسی بود. وسیله نقلیه شان قاطر و اسب و الاغ بود.

 برای نگهداری خوار و بارشان از انبان و توبره استفاده میکردند که از پوست و موی گوسفندانشان بود. تجملاتی نبودند و زندگی پر زرق و برقی نداشتند و چیز تازه ای نبود که برای بدست آوردن آن خون دل بخورند. همه تقریبا زندگی در یک سطح داشتند و در واقع از همه چیز خودکفا بودند و کمتر احتیاج به دیگران داشتند. در همان حال دل خوش و قانع بودند و خدا را شکر میکردند و کمتر حرص و طمع در وجودشان بود. نفت خیلی کم مصرف میکردند شاید در یک خانه سالیانه بیست لیتر نفت مصرف نمیشد. آنها برای چراغ روشنائی که سر شب به مدت کمی روشن میکردند و بخاطر قناعت زود خاموش میکردند و می خوابیدند نفت احتیاج داشتند. بعضی ها هم اصلا چراغ روشن نمیکردند و در روشنائی هوای غروب شام میخوردند و میخوابیدند اگر هم می خواستند بیدار باشند میان رختخواب خود در تاریکی می نشستند یا می خوابیدند و با هم صحبت میکردند.

 پول برایشان خیلی اهمیت داشت. کسی نبود که حتی پنجاه تومان پول داشته باشد. نقدینه آنها بین پنج تومان تا سی تومان دور میزد. تنقلات خیلی کم بود. آنها از گردو و گندم برشته و سنجد از مهمان پذیرائی میکردند. بعضی ها بودند که کشمش و نخود و انجیر و آرد توت تهیه میکردند. میوه جات گوناگون در آنجا نبود. میوه آنها منحصر میشد به گردو و زردآلو و توت و گوجه درختی و آلبالو. سایر میوه جات را اگر مقدورشان بود از خارج ده تهیه میکردند.

 از لحاظ خوراک بعضی ها خیلی دچار سوء تغذیه بودند. آنها قند و چای خیلی کم مصرف میکردند. سماور برنجی و قوری چینی و استکان و نعلبکی چینی خیلی کم داشتند. سماور حلبی و کتری روی و قهوه جوش حلبی و استکان نعلبکی سفالی داشتند. البته آنچه راجع به کمبود دهات گفته شد شامل همه مردم کرود نمیشد. بعضی ها بودند که امکانات بیشتری داشتند و از زندگی بهتری برخوردار بودندو مردم آنها را به چشم ارباب و پول دار نگاه میکردند. آنها کسانی بودند که در شهرها رفت و آمد داشتند و بیشتر به پول دسترسی داشتند. ولی تعداد این افراد کم بود. آنچه در این قسمت نوشته شد تصور نشود که مختص کرود ما بود بلکه دهات دیگر حتی خارج از طالقان هم وضعی بهتر از آن نداشتند و اصولا سیمای زندگی برای عامه به آن صورت بود.

 آنها که به خارج از طالقان مسافرت میکردند و بر میگشتند هنگامیکه از وضع زندگی مردمان آن صفحات سخن میگفتند، فقارت و بی چیزی آن مردمان خیلی بیشتر بود. مظاهر جدید و زندگی ماشینی رسوخ نکرده بود، تجملات زیاد نشده بود، توقع مردم زیاد نبود. درآمد آن زمان با چنان زندگی کافی بود و هیچگونه دردسری پیش نمی آورد. ولی از زمانیکه وسائل زندگی جدید که پیدا شد و مردم به چشم و هم چشمی افتادند و در صدد تهیه آنها بر آمدند. قیمت آن وسائل طوری زیاد بود که درآمد روستائی کفاف تهیه آنها را نمیداد. درآمد ثابت بود ولی اخراجات مختلف رو به افزونی گذاشت. این شد که دیگر روستائی نتوانست در روستا زندگی کند. چون راحت و رفاه بیشتری را در برابر خود میدیدند و ضمنا نمی خواستند خود را از دیگران عقب تر ببینند، یکی بعد از دیگری روستا را ترک کردند و به شهرها رو آوردند این شد که شهرها وسیع و پر جمعیت و روستاها خالی و رو به خرابی گذاشت.

برگرفته از کتاب سیمای کرود  مرحوم حبیب اله برنگی


آخرین بروزرسانی ( یكشنبه ، 1 آذر 1388 ، 07:32 )
نظر
افزودن جدید
محمد   |194.225.234.xxx |2009-11-23 07:37:05
خداوند جناب اقای حبیب اله برنگی را رحمت

کند.به خانواده ایشان عزت عطا فرماید.
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
لطفا کد آنتی اسپم نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.

کامپوننت نظرات بر مطالب، جوملا فارسی توسعه و پشتیبانی توسط گروه نرم افزاری جوملا - http://www.joomla.ir"

 
ورود اعضا
آمار بازدید کنندگان
mod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_counter
mod_vvisit_counterامروز234
mod_vvisit_counterدیروز1648
mod_vvisit_counterاین هفته3312
mod_vvisit_counterهفته گذشته11861
mod_vvisit_counterاین ماه36190
mod_vvisit_counterماه گذشته120177
mod_vvisit_counterکل بازدیدها3182380

We have: 14 guests, 18 bots online
Your IP: 54.225.1.70
 , 
Today: مرداد 01, 1393

hotfa

Joomla Extensions Directory Listing