زندگینامه مرحوم شمس محمد کرودی جد مادری برارک و بالا محله ای ها (۱۰۵۵- ۱۱۱۱) شمسی.
چهارشنبه, 20 مرداد 1389
مطلب زیر عینا از کتاب دیده ها و شنیده های مرحوم حبیب اله برنگی و در باره قدیمیترین فردی که در کرود زندگینامه ثبت شده دارد نقل می گردد. دوره زندگی او شاه سلیمان صفوی، پسرش شاه سلطان حسین صفوی و افغانها را در بر می گیرد.
جد مادری ما شمس محمد
جدم مرحوم کربلائی خلیل الله از قول پدرانش میگفت جد ما مرحوم شمس محمد یکی از ملاکین ده کرود بود.
او مردی بلند قد با بدنی فربه و خوش سیما و سرخ رو بود. مویش به رنگ خرمائی دارای محاسنی نسبتا بلند و ملتبس به لباس بلند عربی بود. عرقچین بسر میگذاشت سوادش نسبتا خوب بود درس قرآن میداد خطی خوش داشت و قرآن می نوشت ملای محل و مورد احترام مردم بود و در اواخر سلسله صفویه زندگی میکرد. شمس محمد اولاد ذکور نداشت فقط چهار دختر داشت نام بزرگترین دخترش سلمه بود. او در مواقع سه ماه سال که کار کشاورزی کم بود یعنی نیمه دوم پائیز و سراسر زمستان و نیمه اول بهار با خانواده اش به صفحات شمالی یعنی تنکابن میرفت و بکارهای فرهنگی مذهبی میپرداخت و نیمه دوم فصل بهار و تابستان و نیمه اول پائیز را در ده کرود بود و کارهای کشاورزی را انجام میداد.
همانطور که گفتیم چون پسر نداشت برای کارهای کشاورزی کارگر اجیر میکرد یکی از این مزدورانش رضا علی نام داشت که از اهالی ده اسکول دره یکی از دهات شمال غربی کرج بود رضاعلی جوانی متدین و سربراه و پرکار بود که شمس محمد خیلی او را دوست داشت و از او راضی بود روی این اصل به این فکر افتاد که او را در نزد خود نگهدارد لذا او را به دامادی قبول کرد و دختر بزرگش سلمه را به عقد او در آورد پس از این ازدواج رضاعلی و عیالش زمستانها در ده کرود می ماندند و شمس محمد با سایر افراد خانواده اش کما فی السابق به تنکابن میرفتند.
یکی از سالهائیکه فصل پائیز آنها عازم رفتن به تنکابن بودند رضاعلی هم برای کمک همراه آنها بود تا آنها را به تنکابن برساند و برگردد آنها در راه کوهستانی بین طالقان به تنکابن در محلی به نام گوکشان یا کوگوشان که مرز بین طالقان و الموت است دچار برف و بوران و سرمای شدید میشوند و از هم پراکنده شده هر کدام بفکر نجات خود می افتند و رضاعلی که نان راه را با خود داشت و از آنها نیرومند تر بود در آن حال سرد میخوابد و از آن نان میخورد و جان سالم بدر میبرد ولی شمس محمد و افراد خانواده اش در اثر سرما و گرسنگی تلف میشوند پس از اینکه برف و بوران بند می آید و وضع هوا بهتر میشود رضاعلی از جا برخواسته و در تعقیب آنها به جستجو میپردازد و متاسفانه همه را مرده می یابد پس به کرود بر میگردد و خبر درگذ.شت شمس محمد و خانواده اش را به ده میرساند و عده ای را به کمک میخواهد تا بروند جسد آنها را دفن کنند و این کار را میکنند.
توضیح اینکه این گردنه کوگوشان که ذکر آن رفت آنرا قبرانی گردن هم میگویند در آنجا که جای سکونت نمی باشد قبرستان بزرگی است. باز شنیده دارم که جنگ بین سلطان سنجر سلجوقی و فرقه اسماعیلیه الموت پیروان حسن صباح در این محل اتفاق افتاده بود و وجود چنان گورستان بزرگی ممکن است از همان جهت باشد .
خلاصه پس از درگذشت شمس محمد سلمه عیال رضاعلی خیلی ناراحت و عصبانی میشود و با رضاعلی شروع به دعوا و سر و صدا میکند و درگذشت کسانش را سهل انگاری. رضاعلی میداند و از دست او به نزد ملانعیمای کرکبودی شکایت میبرد.
اما این آقا ملانعیما که اهل ده کرکبود بود یکی از فقها و دانشمندان بزرگ آن زمان و مسئولیت کتابداری کتابخانه شاه سلطان حسین صفوی را داشت پس از حمله افاغنه و کشته شدن شاه سلطان حسین ایشان مقداری از کتب ارزشمند کتابخانه سلطنتی را برای اینکه از دستبرد اجانب نا اهل محفوظ باشد و از بین نرود بار قاطر کرده با مشقت و صعوبت از اصفهان به کرکبود انتقال داده بود. گویند اطاقی ساخته بود که دیوارهایش دو لایه بود و کتابها را در لای آن دیوارها جا داده بود و برای حفظ آثار تشیع کمال اهتمام را مینمود و خود او هم در آن اوان بحال اختفاء میزیست و به بهانه درس دادن قرآن به بچه ها در محلی از اطراف ده کرکبود که گُر نام دارد و آبشار بزرگی در آنجاست در کنار آبشار زیر صخره بزرگی که جای نمور و سردی بود روزها بسر میبرد و افغانها در تعقیب او بودند بالاخره عده ای از افاغنه به ده کرکبود آمده سراغ آقا نعیما و کتابها را میگیرند بعضی از اهالی کرکبود که دیده بودند آقا نعیما کتابها را لای دیوار گذاشته بود به افغانها گفتند که داخل اطاق را متر کنید و پشت بام آنرا هم متر کنید افاغنه از این راهنمائی مطلب خود را دانسته و دریافتند که کتابها لای دیوار است دیوار را خراب کرده کتابها را بیرون آورده و بردند ولی خود آقا نعیما را نشان نداده بودند لذا به او دست نیافتند. از آقا نعیما کراماتی نقل میکنند از جمله میگویند زنی روغن چراغش تمام شده بود و برای تهیه روغن چراغ هنگام غروب از خانه بیرون آمده بود آقا نعیما را درکنار درب خانه اش در حال وضو گرفتن می بیند و سراغ روغن میگیرد. آقا نعیما مقداری از آب ابریق خود را در ظرف روغن او میریزد و میگوید برو به امید خدا روغن است آن زمان در آنجا چیزی نمی گوید ولی در وسط راه با خود فکر کرده میگوید آقا مرا مسخره کرده است و آب را میگوید روغن است ولی چون به خانه می آید و ظرف را سرازیر میکند با کمال تعجب مشاهده میکند که روغن چراغ است خلاصه آقا نعیما تا آخر عمر در همان ده کرکبود بوده و در همانجا فوت میکند و قبرش در وسط قبرستان کرکبود است و دارای مقبره می باشد که اکنون هم باقی است و مورد احترام مردم است.
برگردیم سر داستان آقا نعیما به شکایت سلمه رسیدگی میکند و به او میگوید دخترجان رضاعلی که عمدا این کار را نکرده درگذشت پدر و خانواده ات کار خداست او چه تقصیری دارد بالاخره سلمه را قانع کرده و به کرود بر میگرداند.
نوشتن نظر (0 نظر)
درگذشت قاسم برنگی فرزند مرحوم میرزا برنگیدوشنبه, 18 مرداد 1389 با کمال تاسف و تاثر با خبر شدیم جناب آقای قاسم برنگی فرزند مرحوم میرزا برنگی و مرحومه زیبت کبریایی به رحمت ایزدی پیوسته و در زادگاهش کرود به خاک سپرده شده است. مدیریت سایت از درگاه خداوند متعال برای آن مرحوم علو درجات و غفران الهی و برای بازماندگان صبر و شکیبایی خواستار است.شروع تکمیل لغتنامه زبان تاتی به گویش طالقانیپنجشنبه, 14 مرداد 1389 با حمد و سپاس خداوند، پس از رفع مشکلات نرم افزاری و تکمیل مرحله اول شجره نامه اهالی کرود که بیش از ۱۰ ماه بطول انجامید فرصتی بدست آوردم که لغت نامه زبان تاتی به گویش طالقانی را که پدرم مرحوم حبیب اله برنگی طی سالیان متمادی گرد آوری کرده و بالغ بر ۵۰۰۰ لغت است بتدریج در این سایت وارد نمایم. تاکنون ۲۱۹ لغت وارد شده که بقیه بتدریج بترتیب حروف الفبا وارد خواهد شد. سعی کرده ام که تلفظ لغات را حتی الامکان با حروف فارسی بطور جدا گانه وارد نمایم که کار جستجو برای یافتن آن آسان شود. این کار کمک می کند که لغتنامه بتواند تلفظ های مختلف از یک لغت را که در غیر از طالقان نیز رایج است در بر بگیرد. موتور جستجوی قوی این لغتنامه آنرا بصورت لغتنامه فارسی-تاتی و تاتی- فارسی در آورده. حدس می زنم که این کار حدود ۶ ماه بطول بیانجامد.پیشنهاد می کنم که با رفتن به لغتنامه در سمت راست همین صفحه در ردیف ششم آنرا مورد بازدید قرار من را نیز راهنمایی بفرمایید.رضا برنگیعملکرد مالی سال ۱۳۸۸ و بیلان فعالیتهای سال های ۸۶-۸۸ شورای اسلامی کرود طالقانسه شنبه, 12 مرداد 1389 جناب آقای معصومعلی بوذری رییس محترم شورای اسلامی کرود طالقان بیلان فعالیتها، درآمدها و هزینه های شورای اسلامی کرود طالقان را به این شرح اعلام نمود. با پوزش از ایشان که بدلیل پاره ای از مشکلات نتوانستیم این خبر را در موعد مقرر روی سایت قرار دهیم.
|
مطالب بیشتر...
- ماجرای حرکت دسته جمعی مارها در طالقان
- قبرستان کودکان در کرود
- شجره نامه به روز شد
- ماجرای صادق پسر مرحوم کربلائي ميرزا عمو
- ماجرای چای خوردن شیخ نعمت اله
- معرفی دو کتاب جدید الانتشار در باره طالقان
- زندگینامه ميرزا حبيب اله فرزند شيخ نعمت اله علومی 1269-1287
- درگذشت جوان ناكام مجتبي احمديان
- حیرانی مردمان (شعر)
- زرنگی علیجان عمو در زن گرفتن
- هنر استاد کار
- میرزا بلال کرکبودی
- ماجرای حج رفتن یکی از آشنایان
- افزایش تعداد اعضای تعاونی توسعه روستایی کرود طالقان
- آغاز به کار تعاونی مصرف روستای کرود
- آگهی مجمع عمومی عادی نوبت اول شرکت تعاونی توسعه روستایی طالقان
- اولیا که بود
- شعری به یاد پدرم (مرحوم حبیب اله برنگی)
- ماجرای سگ مرحوم محمود کرودی
- شادروان مهندس فاطمه حمزه ای طالقانی بنیانگذار انجمن دیابت ایران















